تبليغاتX
منم همینطور
 
 
   
 
 

در عجبم كه اين PHگوشتم چقدر به عدد ١٤ نز ديك است كه همه چيز و همه كس از آن دوري مي جويند.

حتي خواب...اين ((برادر مرگ))!....

روزهايي كه مدتي است از چگونگي سپري شدنشان بي اطلاعم، شبهايي را كه در اين ايام گرم تابستان تنها يار و مونسم بودند،از من ميگيرند.

اينجا اتاق من،ساعت ١٢ ظهر است و من هنوز آخرين التماس ها و ناله هايم را نثار خواب اين ((برادر مرگ)) مي كنم....

شايد دو برادر به اتفاق هم به پيگ نيك رفته اند!آيا؟!!!!!

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مجتبی
 
 
   
 
 

دلم به حال عنكبوتان منزلمان مي سوزد.

به اين مي انديشم كه چه دشوار است برايش كه گرسنه،

رنگ آسايش نديده،

با هزار هزار دشواري و مشقت،

 

آرام آرام شروع كردن،

از شيره ي جان گذشتن،

تار تنيدن،

به انتظاربراي به بار نشستن زحمات ،

اختفا براي به دام انداختن طعمه،

رضايت از ثمرات تلاشها،

 

با جود توفيق هاي پياپي طمع ورزيدن،

به دنبال طعمه اي بزرگتر و پربارتر ساعتها كمين كردن،

 

در نهايت با دستمال مرطوب خدمتكار منزل همه چيز از بين برود!

در اين زمان تنها آرزو اين است كه فقط همه چيز به سان روز نخست گردد!!

اما امان ار آن روزي كه خدمتكار منزل چشمش به عنكبوت نگون بخت بيفتد!!...............

 

با خود مي گويم آيا عنكبوتان از اين موضوع اطاعي ندارند؟

شايد به خاطر غيبت چند روزه خدمتكار باشد!!!

نمي دانم.........

 

 

 

اما يادم آمد.خدمتكار چند سالي است كه از منزلمان رفته..............

كاش اخراجش نمي كرديم.!!!!!!!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط مجتبی
 
 
   
 
 

امروز كه به انباري منزل به دنبال وسيله اي كه مادرم سفرش داده بود تا برايش بيابم، رفته بودم، كودكي ام را كه در گوشه اي از انبار به ديوار تكيه داده و به خواب رفته بود و گرد و غبار همچون لحافي ضخيم او را سرماي روزگار حفظ كرده بود،مشاده كردم.

با آنكه نزديك به ده سال از متاركه من با آن دوچرخه مي گذشت،انگار همين ديروز بود كه با خوشحالي از تصاحب دوچرخه اي جديد ، او را به گوشه اي از حياط پرت كردم!

اكنون خوشحال از آنم كه پدرم نگذاشت آن دوچرخه براي هميشه منزلمان را ترك كند.نگذاشت تا فراموشم شود كه چند صفحه از دفتر زندگي ام ورق خورده!

خوشحالم از آن كه امروز با مشاهده آن دوچرخه و آن ايام كودكي كه همچون فيلمي ويدئويي در برابر ديدگانم گذشت،به اين نتيجه رسيده ام كه چه سريعتر از آنچه بزگان مي گويند سپري مي شود روزگار !!

و چقدر بي ربط اند به يكديگر اين گذشت زمان و تغيير پيرامون!!!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط مجتبی
 
 
   
 
 

امشب كمي نگرانم.نگران از آنكه اتاقم شلوق تر از آن است كه بتوان اين خودكار كهنه و در حال اتمام را با خودكاري جديد كه در گوشه اي از اتاق از ترس يافته شدن توسط من كه قادر به شنيدن صداهاي خفيف ضربان قلب كوچك جوهري اش نيستم، خود را پنهان نموده، تعويض نمايم.

نگران از اينكه اين خودكار با وفاي قديمي ام دار فاني را وداع گويد!

ديگر كبودي رگ هاي مملو از جوهرش از بين رفته و جز چند قطره ي كوچك جوهر كه پراكنده در بعضي از قسمت هاي آن به چشم مي خورد و همچنين مقدار اندكي كه در ته نوكش باقي مانده ديگر چيزي از اكسير حياتش نمانده است.

اما خودكار با وفاي من تا بدين جا تنهايم نگذاشته و تا آخرين نفس با من خواهد ماند.

اكنون من شرمنده از وفاي اين خودكار و ناراحت از بي قلمي،آخرين تراوشات چند گرم چربي اي را كه در كاسه ي سرم بيست سال جا خوش كرده و وجودم را به وجود خودش وابسته ساخته،به كمك قلم بيچاره و درمانده ام به روي كاغذ مي آورم.

چند گرم چربي اي كه ببيست سال را در خود حبس كرده و بيست سال در اين كاسه ي سر حبس شده!

به اين مي انديشم كه تا چه زماني حبس خواهد كرد و حبس خواهد شد؟

خدارا شكر كه مغز نشدم!....

آه كه چه اندوهي بيش از اين كه خود كار مفلوك در حال نثار آخرين قطرات از عمر خود به من مي باشد؟

هر از چند گاهي مجبورم بر روي يك حرف چند بار با قلمم بگذرم تا جبران كم رنگي قلمم كرده باشم.

اما عهد مي بندم كه به حرمت وفاداري تا اتمام اين نوشته ها با اين قلم بنويسم.

حتي پس از وفات آن!

حتي اگر كسي نتواند چيزي از آن بخواند!

با اين كار حس ادا كردن دين خود به اين قلم به من دست مي دهد.

پس لط.فا ادامه را در بي رنگي بخواني...................................................................................

 
 
 |    نوشته شده توسط مجتبی
 
 
   
 
  گاهي اوقات به جا پاهايي فكر مي كنم كه از قبل برام آماده شدن تا پامو روشون بذارم  
 
 |    نوشته شده توسط مجتبی
 
 
   
 
  زندگی را باید خورد٬همچون گوجه نارس.گس و آبدار!!  
 
 |    نوشته شده توسط مجتبی
 
 
   
 
  به خاطر دوستانی که در زندگی یافته ای خوشحال نباش.اندوه دوستانی را بخور که هنوز نیافته ای!  
 
 |    نوشته شده توسط مجتبی
 
 
   
 
  پنبه باش!

بی صدا ضربه را تحمل کن.

بگذار تا زندگی حلاجی ات کند!

صبر کن.

پایان گذشته و آغاز آینده در راه است!

به اطراف نگاه کن .به جز پنبه و تشت چیز دیگری هست؟

تشت نه و پنبه باش.

اما قبل از آن پیدا شو.

کجایی بابا؟

 
 
 |    نوشته شده توسط مجتبی
 
 
   
 
 

اصولا”صداي فلسفه بسان صداي فردي است كه ناراحتي حنجره دارد.

اين فرد تنها قادر است با صوتي بسيار پايين تكلم كند.و مسلما” صدايش تازماني قابل شنيدن است كه سكوت محيط اطراف به آن اجازه دهد.

شايد!!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط مجتبی
 
 
   
 
  عجب موجودي است انسان!! تفكر به پيرامون با نگرشي فيلسوف وار در هنگام آرامش!!!!! شايد به همين دليل است كه اغلب سياست مداران و حكام تا پيش از جلوس بر اريكه قدرت،نگرشي مثبت و عالم گونه به دنيا و اطراف خود دارند!!!!!!!!  
 
 |    نوشته شده توسط مجتبی
 
 
   
 
  نمی دانم چرا اکنون شمع هایمان بدون روشنایی می سوزند؟ به گونه ای که هیچ کس متوجه سوختنشان نمی شود.تنها زمانی پی به آن خواهد برد که دیگر شمعی در بین نباشد.

با خود می اندیشم شاید بخاطر گرد و غبار غلیض موجود در جو اطراف٬ شخصی قادر به دیدن نور شمع نیست.شاید این اندیشه درست باشد.اما علت وجود گرد و غبار چیست؟

به خود پاسخ می دهم ممکن است به خاطر دیوار های بدون پنجره ی اتاق باشد! دیوار هایی که مانع تهویه اتاق اند.

اما باز روانم آزارم می دهد:چرا نتوانسته ایم حد اقل پنجره ای بسازیم؟

تقصیر خودمان است نه کس دیگر.یقینا!

بیچاره شمع ها که بی صدا و نشان از نزدمان می روند!!

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مجتبی
 
 
   
 
  تا كنون برايتان اتفاق افتاده كه با مشاهده به تصوير خود در آينه به فردي  كه هميشه از آن نفرت داشته ايد بر بخوريد؟

براي اينكار چه كار ميكنيد؟ آيا به خود ناسزا خواهيد گفت؟ آيا دشنام را نثار آن فر د مور نفرتتان ميكنيد؟يا آيا به  آن مي انديشيد كه چه عاملي سبب اينگونه تشابه شما با آن شخص مي باشد؟ 

شايد اگر همه انسان ها خصوصا حكام راه سوم را انتخاب مي كردند،تاريخ تكرار نمي شد!!

 
 
 |    نوشته شده توسط مجتبی
 
 
   
 
  سلام.

ميگن هميشه اولين حرفي كه مي زنين معرف سخصيت شماست.اما من اين عقيده رو ندارم.چون خودم به شخصه ،بارها با اولين حرف طرف مقابل موفق به شناختش نشدم.....

بگذريم.نمي خوام سرتونو درد بيارم. ميدونم هممون به انداره ي كافي نظر داريم.و نمي خوام اولين حرفم با شعار شروع بشه كه شد و بابتش عذر خواهي ميكنم .

 اميد وارم در آينده به اينجا سر بزنين.

 
 
 |    نوشته شده توسط مجتبی
 

pctfx3.3

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین